دفاع مقدس را به مردم بر گردانید
تقدیم به تمام بسیجیانی که به آرمان بسیج بیش از سازمان بسیج تعلق دارند
یکی از رفقا دیروز تماس گرفت و برای اردوی راهیان نور کمک می خواست. گفتم: ای آقا! کو تا فصل راهیان نور! هنوز پروژه اردوی راهیان نور در دستگاه های دولتی کلید نخورده! گفت: پروژه یعنی چه؟ گفتم: یعنی زمان تصمیم گیریش نشده است! . . . . به فکر واداشته شدم که چرا جنگ و دفاع مقدس برای ما یک پروژه شده؟؟ اواخر شهریور به زور و ضرب فیلم های مندرس صداوسیما و گاه پارچه های تبریک ادارات دولتی، اوایل آذر ماه به بهانه هفته بسیج و اواخر اسفند به برکت اردوهای راهیان نور، از سال های طوفانی دفاع و حماسه در کشور نسیمی می وزد، عده قلیلی را متاثر می کند و بعد دوباره روز از نو روزی از نو!
.jpg)
زمانی که توصیف جنگ به بخشی از خواص و نهادهای خاص گذاشته شد و آنها نیز با ادبیات و سلوک گفتاری مشترک، دوران جنگ را عصر هاله نور بر شمردند، اندک اندک این توهم فراگیر شد که چشمه جوشان و خروشان دفاع مقدس خشکیده و تمام شده است. کجایند توده مردم در روایتگری دوران دفاع مقدس؟ اشکال کار آنجاست که در روایتگری جنگ آنقدر کم کار شده که در همین ایام محدود چند روزه هم دچار تکرار می شویم و عامه مردم خاصه نسل بعد از جنگ فکر می کنند دفاع مقدس همین است و خلاص! آیا واقعا جنگ هشت ساله همین بود؟
دفاع مقدس را باید به توده های مردم برگرداند. مظلوم زدایی از گفتمان روایتگری دوران طلایی دفاع مقدس یک ضرورت اجتناب ناپذیر در جامعه است و باید گفته ها و ناگفته های این دوران خلاقانه و مبتکرانه برای آحاد مردم تبیین شود.
چه خوش گفت سید شهیدان اهل قلم آقا مرتضی آوینی که "اگر می خواهید ما را بشناسید داستان کربلا را بخوانید"! جان عالمی به فدایت یا اباعبدالله که هر چه داریم از وجود با برکت شماست اما همه می دانیم کربلا در کربلا می ماند اگر زینب نبود. روایتگری افشاگرانه زینب کبری بود که از خون پاک حسین(علیه السلام) و یاران با وفایش حماسه ای جاویدان ساخت. دفاع مقدس ایران به روایت زینب گونه احتیاج دارد.
حاشیه برابر اصل:-------------------------------------------------------------------------------------------------
پ.ن.م: گناه رزمندگان و کسانی که آن دوران را دیدند و سبک سرانه یا از روی حس تقوا! و پرهیز از ریا! دم فرو برده اند نیز کم نیست. باید بدانند با افسوس خوردن، آه کشیدن و شعار دادن یا بی خیالی، به طور خود خواسته جوانان مان را تحویل الگوهای دست ساز دشمن خواهیم داد.
پ.ن.م۲: کاش سازمان بسیج می توانست یا می خواست بین آنان که اعتقادا" به آرمان بسیج ایمان دارند و آنان که مصلحتا" یا منفعتا" فرم بسیج پر کرده اند تفکیک قایل می شد! . . . .
پ.ن.مناسبت۱: آغاز دهد فرخنده و با شکوه تفویض امامت به ابراهیم خلیل و امام الائمه مولی متقیان علی بن ابیطالب علیه السلام بر همه شما گرامیان مبارک باد.
پ.ن.مناسبت۲: هفته بسیج را به تمامی بسیجیان واقعی که گوش و چشم و دل در گرو ایران اسلامی و ولایت امر، رهبری معظم دارند تبریک می گویم.
پ.ن.تفال:
چو عاشق می شدم گفتم که بردم گوهر مقصود ندانستم که این دریا چه موج خون فشان دارد
بیفشان جرعه ای بر خاک و حال اهل دل بشنو که از جمشید و کیخسرو فراوان داستان دارد
ز سرو قد دلجویت مکن محروم چشمم را بدین سر چشمه اش بنشان که خوش آبی روان دارد
پایانی بر پروژه تحقیر و تمسخر
تقدیم به آقا سجاد صاحب فصول دوست داشتنی و آرمانگرا
"هری اس ترومن" را می توان از تاثیرگذارترین روسای جمهور آمریکا دانست. از سویی دستور صریح او مبنی بر پرتاب بمب اتم به هیروشیما و ناکازاکی عامل کشتار فجیع ژاپنی ها و پایان یافتن جنگ جهانی دوم شد و از سوی دیگر استراتژی های او برای تحدید شوروی، عامل آغاز ۶۰ سال جنگ سرد و دو قطبی شدن جهان شد. در بعد داخلی نیز فرمان ترومن در سال ۱۹۴۷ به تاسیس آژانس اطلاعات آمریکا -سیا- منجر شد که در اولین اقدام، طراحی و اجرای کودتای ۲۸ مرداد ایران را به عهده گرفت.
هری ترومن در حوزه اجتماعی-سیاسی ایده ای دارد که سالهاست در دنیا پیاده می شود. او معتقد بود اگر می خواهید بر کشوری غالب شوید در گام اول چنان رهبران، سران و نخبگان آن کشور را به طرق مختلف تحقیر و مسخره کنید که در بین توده مردم از ارزش و محبوبیت بیفتند. کشوری که روسای آن بی اعتبار باشند زود سقوط خواهد! ایده ی او با توسعه ابزار مدرن بیش از پیش به کار گرفته می شود.
ایران یکی از کشورهایی است که اجرای نظریه تحقیر و تمسخر ترومن را به چشم دید.
اصلاح طلبان از نتیجه انتخابات ۸۴ دریافتند راه مقابله با دکتر احمدی نژادی که از راه ارتباط با توده های اجتماعی محبوب و مقبول شده است، مبارزه علنی سیاسی نیست لذا با کنترل سیاسیون خود، به نحوی طراحی کردند که آرام آرام "عقلانیت و صداقت" دولتمردان در فضای اجتماعی خدشه دار شود. اس ام اس (پیام کوتاه) و بلوتوث رایج ترین ابزار این برنامه بود که بر اساس مدل هری ترومن قرار بود به تخریب شخصیت و اعتبار دولتمردان خاصه رییس جمهور بپردازد.
علی رغم اینکه طبق نظریه ترومن از اس ام اس(پیامک)، بلوتوث و فیلم در انتخابات به غایت استفاده شد اما دکتر احمدی نژاد بیش از گذشته مورد اقبال قرار گرفت. احتمالا اگر ترومن زنده بود به شاگردان کم هوش و بنیه ی خود می گفت استفاده زود هنگام و بیش از حد از یک ابزار آن هم در برابر ملتی همگن، همگون و ظلم ستیز نتیجه عکس خواهد داد!!
جالب توجه است که با پایان یافتن انتخابات و حواشی، آن ارسال پیامک های تحقیر و توهین آمیز نیز به پایان رسید، گویی ارسال مکرر و متنوع پیامک های ضد دولت پروژه ای بود که با انتخابات پایان یافت!! شاید هم ماحصل اغتشاشات بعد از انتخابات و برخی دستگیری ها، کور شدن چشم فتنه بود!!!
حاشیه برابر متن:--------------------------------------------------------------------------------------------
پ.ن.م.۱: هری ترومن از حزب دموکرات، سی و سومین رییس جمهور ایالات متحده آمریکا بود که دکترین های او در حوزه های سیاسی، فرهنگی و اجتماعی خاصه در حوزه روابط بین الملل تا سالیان سال سرلوحه جهان خواری های سران آمریکا بود.
پ.ن.م.۲: جنس توطئه های دوران مدرن چون گذشته نظامی نیست. برای حفاظت از امنیت اجتماعی باید روش های روزآمد فتنه گران را خنثی کرد.
پ.ن.م.۳: سرانجام "هر" افراطی، سقوط و شکست است.
پ.ن.مناسبت: سالروز ازدواج آسمانی و پر خیر و برکت پدر و مادر ائمه ی همام، مولی متقیان علی عیله السلام و فاطمه زهرا سلام علیها بر همه محبان اهل بیت مبارک باد.
پ.ن.تفال: کرشمه ای کن و بازار سامری بشکن به غمزه رونق و ناموس سامری بشکن
به زلف گوی که آیین دلبری بگذار به غمزه گوی که قلب ستمگری بشکن
برون خرام و ببر گوی خوبی از همه کس سزای حور بده رونق پری بشکن
چرا او با ما دشمن است!؟
تقدیم به دکتر سعید جلیلی به واسطه صفای وجودش و وظیفه خطیرش
مشهور است خروشچف -رییس جمهور شوروی- که می خواست به ملاقات کندی -رییس جمهور آمریکا-برود بر سر اینکه کدام یک از دو رییس، اول وارد سالن مذاکره شوند بحث جدی شکل گرفت و نهایتا مقرر شد سالنی ساخته شود که دو در داشته باشد و هر دو نفر با هم وارد سالن شوند! در دیپلماسی کلاسیک "پرستیژ" رکنی بسیار مهم بود و سیاستمداران می بایست در تمام سخنان و رفتارها به نحوی از موضع والا و برتر میدان داری کنند که جایگاه همایونی! شان حفظ شود و -حتی به ظاهر- قدرتمندتر جلوه کنند.
درخواست یک طرفه هیلاری کلینتون مبنی بر گشایش ارتباط علنی سیاسی با ایران کاملا با اصل حفظ پرستیژ مغایر است و نشانه ای از تغییر جدی در دیپلماسی ایالات متحده دارد. بازشناسی این تغییر در چرایی "مرگ بر آمریکا" و معارضه به جای مذاکره کمک مان خواهد کرد.
از دهه ۱۹۶۰ "آژانس اطلاعات آمریکا" مبدع طرحی نو در روابط بین الملل شد. آنها معتقد بودند برای دستیابی به اهداف سیاسی به جای پیگیری روابط حسنه با دولت ها باید به فکر فتح قلوب و جذب افکار عمومی مردم بود و این نظریه را " دیپلماسی عمومی" نامیدند.
اوباما با درک عمق نفرت جهانی از تندخویی ها و مداخلات آمریکا در بین ملت ها با بازنگری جدی در عقاید سنتی مرسوم در مدل رهبری جهان، بنای پیگیری دیپلماسی نوین عمومی را دارد. این مدل بدون وجود کانال مستقیم برای رابطه از پیش شکست خورده است و لبخند و وجهه دوستانه و ملاطفت آمیز شرط اثر داشتن است! طبق این مدل آمریکا برای توسعه نفوذ باید بتواند تنفر را بی تفاوتی و بی تفاوتی را به هواداری نسبت به فرهنگ و سیاست های خود تبدیل کند.
اوباما درک کرده در مواجهه با ایران، اولین لطمه را از نبود ارتباط سیاسی و بزرگ ترین لطمه را بابت نداشتن سفارت خانه -حتی در نازل ترین سطح- می خورد لذا تلاش دارد به هر نحو ممکن این دو مانع را بر طرف کند. استقبال از تردد های سیاسیون، هنرمندان، نخبگان، اساتید، روزنامه نگاران و گروه های مرجع و موثر اجتماعی در راستای همین پروژه دیپلماسی عمومی قابل تحلیل است و جالب آنکه در عرض یک سال میزبان بیش از شش هزار ایرانی موثر برای بازدید از آمریکا بوده است.
اگر اوباما در مواجهه با جمهوری اسلامی ملایم تر و آرام تر موضع می گیرد نه از باب شرافت و صداقت او یا حتی احساس نیاز آمریکا است بلکه طبق نظریه "دیپلماسی عمومی" در طراحی تسلط و چیرگی بر ایران این ابزار را لازم و کارآمد دانسته است. لذا هر رفتار، گفتار یا ارتباطی که با کاستن از حجم تنفر عمومی نسبت به آمریکا، زمینه حضور و نفوذش را باعث شود، در جهت توفیق سیاست های سلطه جویانه ی آمریکاست.
بنابراین هوز هم معتقدم بزرگ ترین منبع قدرت بخش ایران در تضاد با آمریکا است.
حاشیه برابر اصل:--------------------------------------------------------------------------------------------
پ.ن.م۱: در این مقال صرفا تلاش کردم از زاویه علم دیپلماسی، رابطه ایران و آمریکا را بررسی کنم. شاید در ادامه از وجوه دیگر نیز بدین مسئله مهم پرداختم.
پ.ن.م۲: نباید شک کرد که آمریکا همان آمریکای بوش و کلینتون است، فقط چهره و ابزار تغییر داده است
پ.ن.م۳: اماما! هنوز هم نهیب کلام رسایت برای روزگار امروزین روشنگر راه از چاه است، آنجا که گفتی "نباید فراموش كنیم در جنگ با آمریكا و تفاله های آمریكا هستیم، این تفاله هایی كه به خودشان قالب زدند. باید هر یك از اینها را شناسایی كنید و به دادگاهها معرفی كنید، ننشینید باز یك جایی را آتش بزنند. اینها می خواهند خرابی كنند كار ندارند به این كی كشته بشود وكی از بین برود...خط این بود كه اصلا آمریكا منسی{فراموش} بشود. یك دسته شوروی را طرح می كردند تا امریكا منسی بشود. (صحیفه امام ج 15 ص29)
پ.ن.تفال: شاهد آن نیست که مویی و میانی دارد بنده طلعت او باش که آنی دارد
در ره عشق نشد کس به یقین محرم راز هر کسی بر حسب فکر گمانی دارد
او با ما نیست، پیشکش خودتان!
تقدیم به دوست آرمانگرا و مخلص جناب آقای آیت معروفی
شنیدن شعار " اوباما، یا با اونا یا با ما" از سوی هواداران جناب موسوی به غایت تحیرآور است! از طرفی به خاطر پوچ بودن هویت قماش و جریانی که علنا و ملتمسانه به بیگانه استدعای دست گیری می کند و از طرف دیگر به خاطر پذیرفته شدن این مسئله در بین عموم مردم که دولت شهره به آرمانگرایی و انقلابی گری دنبال ارتباط گیری با آمریکا است!
در مورد هر دو شبهه می توان گفت: تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها!!
با جریان به ظاهر هوادار موسوی کاری ندارم چرا که فعلا گوشی برای شنیدن، وجود ندارد اما از جریان فراخ موسوم به اصولگرایی متعجبم که در برابر گرایش به مصالحه با آمریکا به علامت رضا سکوت کرده است! مگر چه اتفاقی افتاده است؟؟ مگر ریشه اختلاف ایران و آمریکا در اخم ها و سخنان تند و شعارهای آتشین بود که با لبخندی و نرمشی قابل رفع باشد؟ مگر ما درمانده پول بلوکه شده مان هستیم؟ یا رآکتور تحقیقاتی تهران این قدر مهم است که به راحتی سی سال مخاصمه را فراموش کنیم؟؟
مگر همین چند روز پیش جناب اوباما نامه تحقیر آمیزی در مورد ایران صادر نکرد؟ مگر بودجه میلیون دلاری برای تغییر رژیم و کمک به معارضان تصویب نکرد؟ چه اتفاقی افتاده است جز اینکه عده ای حوصله انقلابی گری و آرمان خواهی ندارند! و آمریکا هم منافع خودش را در نزدیکی با ایران می بیند؟
مرگ بر آمریکای ما نه مرگ بر یک کشور با مرز و مردم مشخص که مرگ بر مظهر کفر و استکبار جهانی است. آمریکا فی الحال پرچم دار جبهه ی کفر است و تا زمانی که بنا دارد ایفاگر این نقش باشد می بایست آرزوی مرگش را داشته باشیم.

هنوز هم معتقدم بزرگ ترین منبع قدرت بخش ایران در تضاد با آمریکا است. در این مورد بیشتر فکر می کنم و بیشتر خواهم نوشت!
پی نوشت برابر اصل:----------------------------------------------------------------------------------------
پ.ن.م۱: دو سال پیش قبل از انتخاب باراک اوباما پیش بینی کرده بودم مواجهه با او سخت و چالش برانگیز است ولی هیچ وقت فکر نمی کردم این قدر پیچیده و ابهام دار باشد!! حتی برای خواص انقلابی!!
پ.ن.م۲: باید بیشتر صحیفه امام راحل را بخوانیم. باید بیشتر در عمق سخنان رهبری معظم تدبر کنیم. نه سخنان ماندگار امام عزیز برای دوره ای خاص بود و نه کلام رهبری فرزانه طیف خاصی را مخاطب قرار می دهد.
پ.ن.تفال: جز آستان تو ام در جهان پناهی نیست سر مرا به جز این در حواله گاهی نیست
خزینه ی دل حافظ به زلف و خال مده که کارهای چنین حد هر سیاهی نیست
این خواب را برای ما دیده بودند
تقدیم به افغان هایی که صدها سال است روی آرامش و ثبات به خود ندیده اند
عبرت ها را لزوما نباید در گذشته های دور جستجو کرد! عبرت های تاریخ گاه همین اطراف پرسه می زنند٬ اگر چشم ها را باز کنیم. ماجرا برای تان آشنا نیست؟؟
همزمان با انتخابات ریاست جمهوری ایران، افغانستان نیز در کشاکش رقابت های انتخاباتی قرار گرفت. از بین ۴۱ کاندیدا، رقابت اصلی بین چهار کاندیدا -کرزی، عبدالله، راکتی و احمد زی- به جریان افتاد که شانس کرزی و عبدالله از همه بیشتر بود.
عبدالله برای رقابت سه حربه به کار بست. اول انتخاب رنگ آبی برای ستاد انتخاباتی خود، دوم برجسته کردن نقش خود در مبارزات کنار اسطوره فقید افغان ها، احمدشاه مسعود و سوم دامن زدن به تجمع های خیابانی با دست بندها و پرچم های آبی!
واضح و مبرهن بود که با توجه به ترکیب قومیتی افغانستان - که اکثریت با پشتون هاست- و شناخته تر بودن کرزی، احتمال پیروزی او بسیار بیشتر از عبدالله بود اما عبدالله ماه ها پیش از انتخابات، با کوبیدن بر طبل تقلب، از سازمان های بین المللی خواست بر انتخابات نظارت کنند و نهایتا با فشار و کمک غرب توانست خواسته خود را به کرسی بنشاند.
به هر روی، انتخابات افغانستان در ۲۶ مرداد توسط کمیسیون مستقل انتخابات شامل سه ناظر بین المللی و دو افغان به ریاست "گرنت کيپين" کانادايي برگزار شد.

علی رغم علم به اینکه شمارش آرا در افغانستان لااقل دو هفته طول می کشد، شب پایان رای گیری عبدالله طی کنفرانس در حضور خبرنگاران از پیروزی قطعی خود خبر می دهد. کرزی نیز متقابلا اعلام پیروزی می کند. در ضمن عبدالله هشدار می دهد که خبرهایی دارد که تقلب گسترده در انتخابات روی داده است.
پس از یک ماه شمارش ۹میلیون رای! سرانجام اعلام شد کرزی با ۵۳ درصد بر عبدالله با ۲۴درصد پیروز شده است. سکوت کمیسون مستقل به انضمام فشار اجتماعی هواداران عبدالله و اصرار سیاسیون غرب، کرزی را در تنگنایی قرار داد که که سرانجام پذیرفت ۴۸ درصد آرا را به دست آورده است! او رسما در مصاحبه ای اعلام کرد صرفا به خاطر فشار شدید غرب رقابت در دور دوم را پذیرفته است!
عبدالله با استناد به ۲۲۰ مورد تقلب کشف شده، در خواست برکناری رئیس کمیسیون انتخابات، رئیس و معاون دارالانشای کمیسیون و سه تن از وزرا را می کند. این درخواست با مخالفت دادگاه عالی قضایی و کرزی مواجه می شود. عبدالله که با کمتر از سی درصد ارا احتمال پیروزی را نزدیک صفر می بیند، اعلام می کند در دور دوم شرکت نمی کند و حکومت کرزی را نیز به رسمیت نمی شناسد!
عبدالله از دور دوم انتخابات انصراف داد چون اصولا قرار نبود بازی و بحران انتخابات پایان یابد!!
سناریوی غرب در افغانستان این بود که یا عامل دست نشانده تری نسبت به کرزی را بر سر کار بیاورد یا کرزی را با تحقیر و در موضع ضعف و بی اعتباری بر کرسی ریاست بنشاند. اگر عامل دست نشانده شان پیروز شد که مراد حاصل شده بود ولی اگر کرزی پیروز شد با ایجاد بحران مشروعیت و تداوم این فتنه فرصت تصمیم و عمل مستقل را از منتخب مردم بگیرند!
سناریوی آنها در افغانستان گام به گام پیش رفت چرا که: ۱) کرزی از ابتدا از موضع ضعف، گام به گام به خواسته های آنها تن داد. ۲) مردم افغان آن همبستگی، اطلاع و تجربه کافی را نداشتند. ۳) هیچ محور ثقل و جایگاه فصل الخطابی برای مدیریت شرایط بحران ندارند و آنکس که فصل الخطابش اغیار باشد بسیار بدترین این ها باید سرش بیاید!
عینا" همین سناریو قرار بود در ایران پیاده شود! علل شکست اش را بهتر از من می دانید!
پی نوشت برابر اصل:----------------------------------------------------------------------------------------
پ.ن.م.۱: صحنه سازی و موج تبلیغاتی رسانه های غربی و سیاست مداران شان در جریان انتخابات افغانستان بسیار قابل مطالعه است. با جستجویی اجمالی ببینید با هویت و کیان ملی افغان ها چه کردند و چگونه برای توجیه حضور نظامی شان، در کشور خسته از جنگ، بحران و بی ثباتی ایجاد کردند.
پ.ن.م.۲: سرنوشت بیچاره ای چون کرزی نیز عبرت آموز است. کسی که حتی در برابر تعدی خونین و کشتار مردم کشورش، جسارت اعتراض نداشت و وابستگی و تحت قیمومیت بودن را رسما پذیرفته بود به چنین خاک سیاهی نشانده شد!
پ.ن.م.۳: خدایا روز به روز بر عزت و مجد و جلال ایران ما بیافزا و از اینکه دشمنان ما را از نادان ها قرار دادی تو را شاکریم!
پ.ن.تفال: اگر روم ز پی اش فتنه ها بر انگیزد ور از طلب بنشینم به کینه برخیزد
فراز و شیب بیابان عشق دام بلاست کجاست شیر دلی کز بلا نپرهیزد
تو عمر خواه و صبوری که چرخ شعبده باز هزار بازی از این طرفه تر برانگیزد
آمار با ما شوخی می کند!
تقدیم به مرکز آمار ایران
گزاره خبری اول: در ایران ۱۲ میلیون نفر سیگار می کشند!
الف) اگر ۱۸+ را سن رایج سیگار کشیدن فرض کنیم و قایل باشیم حدود پنج درصد زنان سیگار می کشند نتیجه می گیریم از هر دو نفر یک نفر سیگار می کشند! اگر برخی سنین و شغل های خاص که غالبا سیگار نمی کشند را نیز حذف کنیم{با اندکی اغراق} جمعیت مردان ۱۸+ غیر سیگاری صفر می شود!!
ب) صفر اصولا ارزش ذاتی ندارد، چه جلوی عدد باشد! چه نتیجه عدد!!
ج) از آنجا که واحد شمارش شتر "نفر" است در این اعلام، آمار شترهای سیگاری هم اضافه شده است!
د) در علم آمار نفر همان نخ است!
گزاره خبری دوم: جایزه کنترل دخانیات سازمان جهانی بهداشت(WHO
الف) جایزه های جهانی پزشکی، سیاسی است!
ب) متوسط سیگاری های جهان از هر یک نفر، یک نفر سیگاری است!
ج) آمار ۱۲ میلیون نفر دروغ است!
د) قلیان، دخانیات محسوب نمی شود!
گزاره خبری سوم: پلیس راه کشور: تا امروز ظهر {۶/۸/۸۸} روز آرامی را گذراندیم. در پی تصادفات امروز فقط شش نفر کشته شده اند!!
الف) آنفولانزای خوکی که در شش ماه ۲۰ نفر را کشته است خطرناک نیست!
ب) واژه آرام برای نظامیان معنی دیگری دارد!
ج) تردد در جاده های ایران حرام شرعی است!
د) خدایا از اینکه هنوز زنده ایم از تو سپاسگذاریم!
گزاره خبری چهارم: طبق خط فقر ۸۵۰هزار تومانی، اعلام شد سی درصد جمعیت ایران زیر خط فقر هستند.
الف) حدود هشتاد درصد مردم ایران بیشتر از من حقوق می گیرند!
ب) خط فقر و مقر قرتی بازیه و به ما ها نیومده!
ج) یارانه مستقیم فقط بین "ما" سی درصد توزیع می شود!
د) کار مناسب با حقوق مکفی بالای خط فقر خریداریم!
گزاره خبری پنجم: با وجود لغو ۹۵درصدی تورهای خارجی سازمان میراث فرهنگی اعلام کرد یک میلیون و نیم توریست خارجی در شش ماه گذشته از ایران بازدید کردند.
الف) سال قبل که تورها لغو نمی شد سی میلیون توریست به ایران آمده اند!
ب) توریست ها همین طوری بدون تور وارد کشور می شوند
ج) بقایی، همان مشایی است!
د) !!!!!
گزاره خبری ششم: در شش ماهه گذشته نزدیک بیست میلیون تماس تلفنی با پلیس ۱۱۰ گرفته شده که هفت میلیون آنها تماس های غیر ضروری بوده است!
الف) پلیس با حوصله، در هر دقیقه ۷۷ بار زنگش می خورد.
ب) پلیس مهربان، در هر ساعت به ۱۶۲۰ مزاحم تلفنی جواب می دهد.
ج) بیکاری در کشور بیداد می کند
د) بیکاری در کشور عامل بسیاری از زندان رفتن هاست
گزاره خبری هفتم: وبلاگ "گوش قرمز" از مدافعین ویژه دکتر احمدی نژاد و حسین درخشان فیلتر شد.
الف) دفاع از رییس جمهور در کشور ما جرم است!
ب) استفاده از الفاظ قبیحی چون بی کله، بی معز، سبز علفی، نادوون و .... خیلی زشت و بد است و مستوجب فیلترینگ!
ج) حسین درخشان جزو الفاظ قبیحه به شمار می رود.
د) خدا رحمتش کند وبلاگ خوب، پرمحتوا و با مزه ای بود
حاشیه برابر متن:--------------------------------------------------------------------------------------------
پ.ن.م۱: تمام گزاره های خبری به جز گزاره سوم را از سایت های خبری معتبر می توانید بیابید. گزاره سوم را خودم از رادیو پیام شنیدم.
پ.ن.مناسبت: سالها تاریخ شمسی گشت و گشت شادمان شد تا شنید این سرگذشت
روز میلاد امام هشتم است هشت هشت جمعه هشتاد و هشت
میلاد فخر و برکت ایران، شفا بخش و التیام دهنده آلام و آرزوها، حبیب قلوب و انیس نفوس ما ایرانیان حضرت امام علی بن موسی الرضا در روزی که همه اعداد بر هشت متوقف شده است بر همه شیعیان مبارک باد
پ.ن.پیامک: با نام رضا به سینه ها گل بزنید با اشک به بارگاه او پل بزنید
فرمود که هر زمان گرفتار شدید بر دامن ما دست توسل بزنید

پ.ن.تفال: ای سرو ناز که خوش می روی به ناز عشاق را به ناز تو هر لحظه صد نیاز
فرخنده باد طلعت خوبت که در ازل ببریده اند بر قد سروت قبای ناز
دل کز طواف کعبه ی کویت وقوف یافت از شوق آن حریم ندارد سر حجاز
تردید در لبخند هسته ای؟!
تقدیم به دانشمندان جوان هسته ای
در تاریخ سی ساله جمهوری اسلامی ایران هیچ گاه سابقه نداشته ایران و غرب اینگونه به هم لبخند بزنند و همین مسئله به شدت شک برانگیز است! اگر نگاهی اجمالی به ماحصل احتمالی مذاکرات ژنو بیاندازیم در می یابیم این غرب مهربان شده در مذاکرات ژنو بازی هسته ای را در هر صورت از ما خواهد برد. تیتروار به چند دستاورد ایران و غرب در جریان این مذاکرات اشاره خواهم داشت.

دستاوردهای ایران:
۱. اعتراف رسمی غرب به حق هسته ای ایران دستاورد کمی نیست. ایستادگی ایران، غرب را مجبور کرد رسما به حق ایران در ورود به دانش هسته ای اذعان نماید.
۲. در صورت به نتیجه رسیدن مذاکرات، ایران ثابت می کند بر خلاف ادعای تندروهای جمهوری خواه، می تواند شریک و طرف مذاکره آرامی باشد و اگر "هایی" می کشیده در جواب "هوویی" بوده است!
۳. طرف مذاکره شدن مستقیم غرب خاصه آمریکا راه را برای معامله و مذاکره با سایر کشورها باز می کند و کاملا ایران را در راه جهانی شدن و دور زدن تحریم ها یاری می کند. طبیعتا" وقتی آمریکا خودش با ایران مذاکره می شود، نمی تواند سایر کشورها را از معامله با ایران برحذر کند.
۴. حفظ چرخه سوخت و دست یابی به دانش تولید اورانیم غنی شده می تواند ایران را در موضع مستقل حفظ کند و گام به گام به تکمیل این چرخه امیدوار سازد.
۵. راه افتادن نیروگاه تحقیقاتی تهران با سوخت روسی نیز نتیجه مذاکرات ژنو محسوب خواهد شد.
دستاورد غرب:
۱. اگر ایران روند مذاکرات را تایید کند غرب می تواند ۸۰ درصد اورانیوم دو و نیم درصد تولید داخل را از ما بگیرد و بعد اورانیوم بیست درصد به ایران بفروشد. در نتیجه عمده اورانیوم تولیدی را خارج می کند و پول خوبی هم بابت فروش اورانیم کسب می کند.
۲. اگر ایران روند مذاکرات ژنو را نپذیرد غرب می تواند با فضاسازی سنگین افکار عمومی دنیا را بسیج کند که ایران به هیچ صراطی مستقیم نیست و حتی در برابر کرنش و پیشنهاد دست و دل بازانه غرب! باز هم یک دندگی دارد.
ایران سه اشتباه استراتژیک در جریان مذاکرات ژنو انجام داد. اول روسیه را که پیشتر به عنوان یکی از مدافعان بین المللی اش محسوب می شد در جناح غرب قرار داد. دوم اینکه با لبخندها و هم نشینی ها با غرب دنیا را به نتایج این مذاکرات خوش بین کرد و حالا خراب کردن این لبخند هزینه دارد. سوم شکاندن هر تابو و سیاست بنیادینی باید با بزرگ ترین دستاورد برنامه ریزی شود در حالی که تابوی مذاکره با آمریکا و لبخند به غرب شکست و احتمالا اورانیوم بیست درصد برای نیروگاه خواهیم گرفتیم!
با تمام دستاوردهایی که به دست آوردیم متاسفانه این بازی را به غرب خواهیم باخت!
حاشیه برابر اصل:--------------------------------------------------------------------------------------------
پ.ن.م.۱: به احتمال زیاد ما و غرب در پرونده هسته ای دوباره به جای اول بر خواهیم گشت اما این بار هزینه سنگین تری بابت شکست مذاکرات خواهیم پرداخت!
پ.ن.م.۲: سعید جلیلی را به دلیل خلقیات شخصی و اعتقادی می ستایم ولی جلیلی هر قدر دیپلمات قدری باشد سیاستمدار قهاری نیست. جلیلی دوست دارد در فضای آرام و بی حاشیه مسایل را پیش ببرد. در حالی که یک سیاستمدار در گام اول باید بتواند با رسانه و افکار عمومی ارتباط مناسب برقرار کند. جلیلی حتی نمی خواهد افکار عمومی داخلی را نسبت به افکارش توجیه و همراه کند!
پ.ن.تفال: ما آزمودیم در این شهر بخت خویش بیرون کشید باید از این ورطه رخت خویش
خواهی که سخت و سست جهان بر تو بگذرد بگذر ز عهد سست و سخن های سخت خویش
ای حافظ ار مراد میسر شدی مدام جمشید نیز دور نماندی ز تخت خویش
افلاطون همیشه زنده است!
تقدیم به جناب افلاطون بی هیچ تفسیر و تحلیل و تطبیقی!!
استاد وارد کلاس شد و گفت: خب! هفته پیش تا کجا گفتم! یکی از دخترها دفتر مشقش! را باز کرد و زود گفت: استاد هفته پیش در خصوص افلاطون بحث شد. استاد گفت: آهان! افلاطون! خب این هفته هم بحث در مورد افلاطون را ادامه می دهیم! نوبت کیه تحقیق ارایه بده؟
یکی از شهرستانی های بخت برگشته بلند شد و به طور کلاسیک شروع به گزارش افکار افلاطون کرد!

استاد چهار-پنج دقیقه بحث را تحمل کرد و ناگهان پرید توی بحث و گفت: این حرف ها در مورد "موسول" -جامعه آرمانی افلاطون- رو که همه می دونن! درباره انواع حکومت ها از نظر افلاطون توضیح بده!
دانشجو: استاد! اگر صبر کنید می رسیم!
استاد: اینها رو نمی خواد! برو سر انواع حکومت!
دانشجو انواع حکومت ها از نظر افلاطون را تیتروار گفت و رفت سر بحث عدالت!
استاد با تندی: این چه جور ارایه تحقیقیه؟!؟! ههههییی از این مطلب می پری اون مطلب!!
دانشجو دست پاچه: آخه استاد خودتون گفتید توی بیست دقیقه کل مبحث رو ارایه بدم!!
استاد: این طوری به درد نمی خوره!! الان بگو ببینم بدترین نوع حکومت از نظر افلاطون کدومه؟؟!
دانشجو: دموکراسی!
استاد: آهان! خب چرا در دیدگاه افلاطون دموکراسی بدترین نوع حکومته؟
دانشجو گزارش دهنده تا اومد فکر کنه یکی از دخترها گفت: استاد! آخه دموکراسی چیه؟؟ یک نوع دیکتاتوریه اکثریته! هیچ وقت شرایط برای همه مساوی نیست که شرکت کنند. با تبلیغات. . .
استاد: خانم! مگه داری انشا می خونی! گفتم افلاطون چرا دموکراسی را بدترین حکومت می دونه؟
هر کدام از دانشجوها شروع کردند دلایلی برای بدی دموکراسی گفتن! استاد هم نیم ساعتی توضیح داد که در نگاه آرمانی-طبقه ای افلاطون چرا دموکراسی بدترین است!
استاد: خب! حالا جواب شما به افلاطون چیه؟ چرا دموکراسی بدترین نوع حکومت نیست؟؟
هر کدام از بچه ها توضیحاتی داد که همه با استدلالی از طرف استاد رد می شد! چیزی به پایان کلاس نمانده بود و بحث ها داشت انحرافی می شد که پرسیدم: استاد خودتون جواب سوال را بگید!
استاد: کدوم سوال؟؟
من: همین که چرا دموکراسی حکومت بدی نیست؟
استاد: فعلا وقت نیست! بماند برای هفته بعد!
استاد رو کرد به دانشجوی ارایه دهنده و گفت: برو بشین!! این ارایه، نمره اش صفر است!! هفته بعد درست موضوع را بخون و دوباره ارایه بده!! بعد رو کرد به کلاس و گفت: هفته بعد موضوع همین افلاطون است! درست بخونید تا بحث کنیم!!
حاشیه برابر اصل:----------------------------------------------------------------------------------------
پ.ن.م۱: هدف استاد لااقل برای من شفاف بود! در طول دولت جنجالی آقای خاتمی بارها افلاطون را به رخ حامیان دولت می کشاندیم!! و حالا نوبت آنهاست!!
پ.ن.م۲: دلم برای دانشجوی شهرستانی بیچاره سوخت! تا پای ماشین استاد داشت چوونه می زد که تحقیقش خوب بوده و . . .
پ.ن.پیام کوتاه: سلام به رفیقی که وقتی روی ترازو می ره معرفتش از وزنش بیشتره!
پ.ن.تفال: یاد باد آنکه در آن بزمگه خلق و ادب آنکه او خنده ی مستانه زدی صهبا بود
یاد باد آنکه خرابات نشین بودم و مست وآنچه در مسجدم امروز کم است آنجا بود
یاد باد آنکه به اصلاح شما می شد راست نظم هر گوهر ناسفته که حافظ را بود
خداییش یاد باد . . . . . .



